به گزارش «سرویس حیوانات خانگی» «ماکی دام - پایگاه خبری صنعت دام، طیور و آبزیان»؛ وقتی صحبت از نژادهای مختلف سگ میشود، بسیاری از افراد باور دارند که رفتار هر سگ از همان لحظه تولد کاملاً مشخص است؛ مثلاً بردر کالی ذاتاً برای هدایت گله به دنیا آمده، گلدن رتریور مهربان و مناسب سگهای کمکی است یا بیگل همیشه غریزه شکار قدرتمندی دارد.
اما آیا واقعاً شخصیت و رفتار سگ تنها به نژاد او وابسته است؟ تحقیقات جدید نشان میدهد پاسخ این سؤال پیچیدهتر از چیزی است که تصور میکنیم.
ژنتیک؛ پایه اصلی رفتار در سگها
بدون شک ژنتیک در شکلگیری رفتار سگ نقش مهمی دارد. انسان طی صدها سال، نژادهای مختلف سگ را برای اهداف مشخصی پرورش داده است؛ از سگهای گله و نگهبان گرفته تا سگهای شکار و همراه.
این انتخابهای ژنتیکی فقط ظاهر سگها را تغییر نداده، بلکه روی ساختار مغز و استعدادهای رفتاری آنها نیز تأثیر گذاشته است. به همین دلیل، یک تولهسگ معمولاً برخی ویژگیهای رفتاری را از اجداد خود به ارث میبرد.
برای مثال، سگهای حاصل از ترکیب نژادهایی مانند پامسکی معمولاً ویژگیهایی از هر دو والد خود دارند؛ انرژی بالا، کنجکاوی، استقلال نسبی و علاقه به فعالیتهای بدنی.
با این حال، متخصصان رفتارشناسی حیوانات تأکید میکنند که تولهسگ در زمان تولد هنوز شخصیت کاملاً شکلگرفتهای ندارد. در واقع او بیشتر دارای «استعداد» و «آمادگی یادگیری» در برخی زمینههاست، نه یک رفتار قطعی و تغییرناپذیر.
تحقیقات علمی چه میگویند؟
مطالعهای مهم که در سال ۲۰۲۲ در مجله علمی Science منتشر شد نشان داد که نژاد سگ تنها حدود ۹ درصد از تفاوتهای رفتاری میان سگها را توضیح میدهد.
این یعنی حتی اگر چند سگ از یک نژاد مشابه داشته باشید، ممکن است شخصیت، میزان اضطراب، اجتماعی بودن یا رفتارهای آنها تفاوت زیادی با هم داشته باشد.
تأثیر دوران بارداری مادر بر رفتار تولهها
یکی از موضوعات مهم در رفتارشناسی مدرن سگها، مفهوم «اپیژنتیک» است؛ یعنی شرایط محیطی میتواند بدون تغییر DNA، نحوه عملکرد ژنها را تغییر دهد.
اگر سگ ماده در دوران بارداری تحت استرس شدید، تغذیه نامناسب یا شرایط سخت زندگی قرار بگیرد، هورمونهای استرس مانند کورتیزول میتوانند روی رشد مغزی جنینها اثر بگذارند.
در نتیجه ممکن است دو توله از یک نژاد مشابه، رفتارهای کاملاً متفاوتی داشته باشند؛ یکی آرام و اجتماعی و دیگری مضطرب یا بیشازحد حساس.
محیط زندگی چگونه رفتار سگ را شکل میدهد؟
محیط زندگی، نقش بسیار مهمی در تقویت یا تضعیف غرایز ذاتی سگ دارد. تجربههایی که سگ در ماههای اول زندگی کسب میکند، میتواند مسیر رفتاری او را تغییر دهد.
برای مثال:
یک سگ شکاری که همیشه در آپارتمان زندگی میکند، احتمالاً غریزه شکار خود را کمتر نشان میدهد.
بردر کالی اگر در شهر زندگی کند، ممکن است بهجای گوسفندها، به تعقیب دوچرخه، خودرو یا موتور علاقه نشان دهد.
سگ نگهبانی که بهدرستی اجتماعی نشود، ممکن است بهجای محافظت، دچار ترس و اضطراب شود.
نقش کلیدی آموزش در تربیت سگ
آموزش صحیح میتواند غرایز ذاتی سگ را کنترل و هدایت کند. تربیت مناسب به سگ یاد میدهد چگونه رفتارهای طبیعی خود را به شکل درست بروز دهد.
مثلاً سگهای گله ممکن است بهصورت غریزی تمایل به گاز گرفتن پاشنه پا داشته باشند، اما آموزش صحیح میتواند این رفتار را کنترل کند.
از سوی دیگر، نژادهایی مانند گلدن رتریور به دلیل روحیه اجتماعی و تمایل به ارتباط با انسان، گزینههای بسیار خوبی برای سگهای کمکی و درمانی هستند؛ البته تنها در صورتی که آموزش حرفهای ببینند.
خطرات قضاوت سگها بر اساس نژاد
یکی از اشتباهات رایج این است که تصور کنیم همه سگهای یک نژاد دقیقاً رفتاری مشابه دارند. این نگاه میتواند باعث نادیده گرفتن نیازهای واقعی هر سگ شود.
برای نمونه:
اگر تصور کنیم Cavalier King Charles Spaniel ذاتاً اجتماعی است و نیازی به اجتماعی شدن ندارد، ممکن است بعدها دچار مشکلات رفتاری شود.
یا اگر به یک بیگل اجازه کشف محیط و استفاده از حس بویایی داده نشود، احتمال بروز استرس و مشکلات رفتاری افزایش پیدا میکند.
جمعبندی
رفتار سگها ترکیبی از ژنتیک، شرایط دوران جنینی، محیط زندگی و آموزش است. نژاد میتواند برخی استعدادها و ویژگیهای ذاتی را مشخص کند، اما شخصیت نهایی هر سگ تحت تأثیر تجربهها و شیوه تربیت او شکل میگیرد.
به همین دلیل، برای داشتن سگی متعادل و خوشحال، نباید تنها به نژاد توجه کرد؛ بلکه باید نیازهای فردی، آموزش صحیح و محیط مناسب را نیز در نظر گرفت.