به گزارش «سرویس حیوانات خانگی» «ماکی دام - پایگاه خبری صنعت دام، طیور و آبزیان»؛ گربهها قرنهاست در کنار انسان زندگی میکنند، اما برخلاف بسیاری از حیوانات اهلی، هرگز کاملاً مطیع یا وابسته به نظر نمیرسند. آنها همچنان مرموز، مستقل و انتخابگر باقی ماندهاند؛ گویی حضورشان در خانههای ما یک لطف است، نه نتیجهی اهلی شدن. همین ویژگی منحصربهفرد، یک پرسش قدیمی اما جذاب را مطرح میکند: آیا انسان گربه را اهلی کرد یا این گربه بود که انسان را به زندگی مشترک با خود عادت داد؟ بررسی تاریخ، زیستشناسی و رفتارشناسی گربهها نشان میدهد که پاسخ این سؤال، بسیار متفاوتتر از آن چیزی است که تصور میکنیم.
آغاز یک همزیستی غیرمنتظره
برای پاسخ به این پرسش که «چه کسی ابتدا دیگری را اهلی کرد؟» باید به حدود ۱۰ تا ۱۱ هزار سال پیش بازگردیم؛ به دوران نوسنگی و منطقهای موسوم به هلال حاصلخیز. در این دوره، انسان برای نخستینبار از زندگی کوچنشینی فاصله گرفت، کشاورزی را آغاز کرد و غلات را برای آینده ذخیره نمود.
انباشت دانهها خیلی زود به بهشتی برای جوندگان تبدیل شد. موشها و راتها در اطراف سکونتگاههای انسانی افزایش یافتند و همین موضوع پای یک شکارچی کوچک و چابک را به زندگی انسان باز کرد: گربه وحشی آفریقایی (Felis silvestris lybica)، جد مستقیم گربههای امروزی.
برخلاف سگ، این گربه بود که انتخاب کرد
در حالی که انسان، سگ را بهطور فعال برای شکار، نگهبانی و همکاری اهلی کرد، داستان گربه کاملاً متفاوت است.
گربهها دعوت نشدند؛ آنها خودشان آمدند.
گربههای وحشی متوجه شدند که اطراف انبارهای غله، شکار فراوان و آسان وجود دارد. بدون نیاز به تلاش زیاد برای شکار، میتوانستند زنده بمانند و حتی بهتر از طبیعت وحشی تغذیه کنند. از سوی دیگر، نزدیکی به انسان آنها را تا حدی از خطر شکارچیان بزرگتر در امان نگه میداشت.
این نوع رابطه در زیستشناسی «همسفرگی (Commensalism)» نام دارد؛ یعنی یک گونه سود میبرد بدون آنکه به گونه دیگر آسیبی برساند. انسان هم با دیدن کاهش جوندگان، حضور گربهها را پذیرفت.
گربه؛ یک استثنای تکاملی
گربه از نظر فرگشتی، حیوانی منحصربهفرد است. برخلاف سگ که طی هزاران سال تحت انتخاب شدید انسانی قرار گرفت و به نژادهای بسیار متنوعی تبدیل شد، گربه خانگی از نظر ژنتیکی شباهت زیادی به اجداد وحشی خود دارد.
گربه:
- هنوز شکارچی است
- به فرمان انسان عمل نمیکند
- استقلال رفتاری خود را حفظ کرده
- و در صورت لزوم میتواند به زندگی نیمهوحشی بازگردد
به بیان ساده، گربه خود-اهلی شده است، نه اهلیشده به دست انسان.
مصر باستان؛ نقطه عطف رابطه انسان و گربه
اگر آغاز همزیستی به دوران نوسنگی بازمیگردد، اما در مصر باستان این رابطه وارد مرحلهای کاملاً جدید شد. در این تمدن، گربه نهتنها حیوان مفید، بلکه موجودی مقدس بود.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد:
- گربهها مومیایی میشدند
- آسیبزدن به آنها جرم سنگین محسوب میشد
- و الهههایی با شمایل گربه پرستش میشدند
در این دوره، گربه از شکارچی مفید به عضو خانواده تبدیل شد؛ بدون آنکه آزادیاش را از دست بدهد.
آیا گربه ما را «دستکاری» کرده است؟
بسیاری از رفتارهای گربهها نشان میدهد که آنها بهخوبی یاد گرفتهاند چگونه انسان را تحت تأثیر قرار دهند.
میو؛ زبانی مخصوص انسان
گربههای بالغ در طبیعت تقریباً هرگز به یکدیگر میو نمیکنند. این صدا بیشتر ابزاری ارتباطی برای انسان است.
پژوهشها نشان دادهاند که فرکانس بعضی میوها، بهویژه هنگام درخواست غذا، شباهت زیادی به گریه نوزاد انسان دارد؛ صدایی که بهطور غریزی ما را وادار به واکنش میکند.
خرخر؛ آرامش دوطرفه
خرخر گربه فقط نشانه رضایت او نیست؛ این صدا اثر آرامبخش قابلتوجهی بر انسان دارد. کاهش استرس، تنظیم ضربان قلب و احساس امنیت از پیامدهای شنیدن خرخر هستند.
گربهها بهخوبی میدانند که این «ابزار صوتی» چقدر مؤثر است.
در نهایت، چه کسی اهلی شد؟
اگر اهلی شدن را بهمعنای وابستگی، تأمین نیاز و تغییر رفتار بدانیم، شاید پاسخ این باشد: انسان.
امروز ما:
- فضای خانه را با نیازهای گربه تطبیق میدهیم
- برایش غذای تخصصی تهیه میکنیم
- اسباببازی، درخت گربه و جای خواب میخریم
- و با کمال میل قلمرو خود را با او تقسیم میکنیم
در حالی که گربه همچنان مستقل، انتخابگر و آزاد باقی مانده است.
جمعبندی
گربهها نخستین گام را بهسوی انسان برداشتند، بدون اجبار، بدون قرارداد و بدون از دست دادن هویت خود. شاید به همین دلیل است که رابطه ما با گربه، حتی پس از هزاران سال، هنوز بر پایه انتخاب متقابل است.
و شاید واقعاً این ما هستیم که…
اندکی توسط گربهها اهلی شدهایم.