به گزارش «سرویس حیوانات خانگی» «ماکی دام - پایگاه خبری صنعت دام، طیور و آبزیان»؛ تنهایی عمیق، بیکاری، سوگ از دست دادن عزیزان یا یک جدایی عاطفی سخت، از جمله تجربههایی هستند که میتوانند انسان را با یک خلأ احساسی جدی روبهرو کنند. در چنین شرایطی، بسیاری از دوستداران حیوانات به این فکر میافتند که با سرپرستی یک سگ، دوباره به زندگی خود معنا و گرما ببخشند.
حضور یک سگ میتواند خانهای ساکت را زنده کند، فرد را به پیادهروی و تحرک وادار کند و حس همراهی و دوست داشته شدن را تقویت کند. اما پرسش مهم اینجاست:
آیا پذیرش سگ بهعنوان راهی برای جبران کمبود عاطفی، همیشه تصمیم درستی است؟
تصور «سگ درمانگر»؛ واقعیت یا خیال؟
تمایل به داشتن سگ در دوران آسیبپذیری روانی کاملاً قابل درک است. حتی پژوهشهای علمی نشان دادهاند که زندگی با سگ، بهویژه برای سالمندان، میتواند فواید روانی و جسمی قابلتوجهی داشته باشد.
سدی در برابر انزوای اجتماعی
احساس خلأ عاطفی اغلب با سکوت و انزوا همراه است. سگ با حضور فیزیکی و رفتارهای روزمرهاش، این سکوت را میشکند. برای فرد تنها، سگ میتواند نوعی تکیهگاه عاطفی باشد که او را به «لحظه حال» بازمیگرداند.
پیادهرویهای روزانه با سگ، بهانهای برای خروج از خانه و ارتباط با دیگران فراهم میکند و احتمال تعاملات اجتماعی را افزایش میدهد. از سوی دیگر، سگ بدون قضاوت، محبت خود را نثار صاحبش میکند؛ فرقی ندارد حال روحی شما خوب باشد یا بد.
بازگشت نظم و مسئولیت به زندگی
یکی از پیامدهای خلأ عاطفی، از دست رفتن ریتم زندگی است. بیانگیزگی، بینظمی و بیهدفی میتواند بهتدریج شدت بگیرد. سرپرستی سگ، فرد را ناچار به پذیرش مسئولیت میکند: غذا دادن، بیرون بردن، رسیدگی، بازی و توجه روزانه.
این مسئولیت میتواند حس مفید بودن را بازگرداند؛ احساسی که اغلب اولین گام برای خروج از رکود روانی و بازسازی روحیه است.
تأثیرات زیستی و هورمونی
تماس فیزیکی با سگ باعث افزایش ترشح اکسیتوسین (هورمون پیوند و آرامش) و کاهش کورتیزول (هورمون استرس) میشود. نوازش یک سگ فقط یک رفتار محبتآمیز نیست، بلکه واکنشی زیستی است که سیستم عصبی را آرام میکند.
خطرات پنهان «سگ بهعنوان مُسکن عاطفی»
با وجود تمام مزایا، اگر انتظارات نادرستی از سگ داشته باشیم، این رابطه میتواند بهمرور آسیبزا شود.
سگ، رواندرمانگر نیست
اولین خطر زمانی شکل میگیرد که سگ نه بهعنوان یک موجود زنده مستقل، بلکه بهعنوان ابزاری برای درمان غم و اندوه دیده شود. اگر انتظار داشته باشیم سگ ما را «نجات» دهد، احتمال ناامیدی وجود دارد.
سگی با مشکلات رفتاری، اضطراب، تخریب وسایل یا استقلال بالا، میتواند برای فردی که در شرایط روحی شکنندهای قرار دارد، منبع استرس و احساس شکست باشد. همچنین نگهداری از تولهسگ، به زمان، انرژی و صبر زیادی نیاز دارد و ممکن است فشار روانی را افزایش دهد.
وابستگی عاطفی افراطی
گاهی فرد کمبودهای عاطفی خود را بهطور کامل روی سگ فرافکنی میکند. سگ به تنها محور زندگی تبدیل میشود و صاحبش بیشازحد محافظهکار میشود. این وضعیت میتواند منجر به اضطراب جدایی در سگ و احساس گناه دائمی در صاحبش شود.
در نتیجه، هر دو طرف آسیب میبینند و فرد ممکن است برای «خوشحال نگه داشتن سگ»، بیشازپیش از جامعه فاصله بگیرد.
بیداری پس از عبور از بحران
خلأ عاطفی میتواند قضاوت را مختل کند. زمانی که فرد از بحران روحی عبور میکند، ممکن است ناگهان متوجه شود که تعهد ۱۰ تا ۱۵ ساله نگهداری از سگ، برایش سنگین است؛ از هزینههای دامپزشکی و تغذیه گرفته تا محدودیتهای سفر و سبک زندگی. اینجاست که احساس اسارت و پشیمانی ممکن است شکل بگیرد.
نقش سگ در این میان چیست؟
سرپرستی سگ، تعهدی دوطرفه است. در مسیر پر کردن خلأ احساسی، گاهی فراموش میشود که باید پرسید:
من چه چیزی میتوانم به این سگ بدهم؟
بسیاری از سگهای پناهگاهی خود سابقه رهاشدگی یا آسیب روحی دارند. اگر فردی که هنوز درگیر غم و اندوه است، نتواند نیازهای سگ را فراتر از حداقلها برآورده کند (تحرک، بازی، تعامل اجتماعی)، ممکن است سگ نیز قربانی شرایط روحی صاحبش شود.
چگونه این سرپرستی را به تجربهای موفق تبدیل کنیم؟
سرپرستی سگ برای عبور از یک دوره سخت، میتواند تصمیمی مثبت باشد؛ به شرطی که آگاهانه و صادقانه انجام شود.
پرسشهای کلیدی قبل از تصمیمگیری
از خود بپرسید:
«اگر فردا حالم کاملاً خوب شود، آیا باز هم دوست دارم این سگ را داشته باشم؟»
اگر پاسخ منفی است، بهتر است به گزینههایی مانند داوطلبی در پناهگاهها یا سرپرستی موقت فکر کنید.
انتخاب آگاهانه سگ
در دوران آسیبپذیری روانی، انتخاب سگ بر اساس ظاهر یا نژاد میتواند اشتباه باشد. سطح انرژی، نیازهای رفتاری و شخصیت سگ باید با شرایط روحی شما همخوانی داشته باشد.
برای مثال، یک سگ آرام و مسن میتواند برای فرد افسرده، همراه مناسبتری نسبت به یک سگ بسیار پرجنبوجوش باشد.
سرپرستی موقت؛ راهحل میانه
فعالیت بهعنوان خانواده موقت برای سگهای بیسرپرست، فرصتی است برای کمک به حیوان، تجربه مسئولیت و پر کردن خلأ احساسی، بدون تعهد بلندمدت. این گزینه میتواند هم برای انسان و هم برای سگ، تجربهای سالمتر باشد.
جمعبندی
سرپرستی سگ میتواند پلی برای بازگشت به زندگی باشد، اما تنها زمانی که سگ را «همراه مسیر» ببینیم، نه «داروی درد». رابطه سالم انسان و سگ، زمانی شکل میگیرد که هر دو طرف فرصت رشد، استقلال و امنیت عاطفی داشته باشند.